روزنامه «اعتماد ملي» روز سه شنبه (21 فروردين ماه) با چاپ گزارش مفصلي با عنوان «به دنبال بازداشت ملوانان انگليسي در ايران؛ تمام تورهاي مسافرتي به ايران تا سال 2009 لغو شد!»، به عزاداري براي متجاوزان به مرزهاي دريايي جمهوري اسلامي ايران پرداخته است.
گزارشگر اين روزنامه كه معماري ادبي و چيدمان روايت خود را چنان برگزيده كه گويي با تقليل آمار ورود گردشگران اروپايي به ايران، فاتحه كشور خوانده شده و تمام ارزشهاي طبيعت و تاريخ ايران از دست رفته، مي نويسد: «... اما اين داستان چند ماه است كه شكل ديگري به خود گرفته و ورود گردشگر به ايران را به رويايي دست نيافتني تبديل كرده است... اين رويا همان روزها كه پرونده هسته اي ايران وارد مرحله جديدي شد به سوي دست نيافتني شدن پيش رفت و راههاي سفر به ايران را ناامن كرد(!) تا اينكه با بازداشت ملوانان ]بخوانيد تفنگداران متجاوز؟![ انگليسي در آب هاي ايران، به طور كامل راهها بسته و همه سفرهاي اروپايي به ايران لغو شد.»
گزارش نويس «اعتماد ملي» حتي از كنار هم نهادن چهار كلمه و استدلال ابتدايي و اخذ نتيجه منطقي عاجز است و معلوم نيست براساس كدامين اطلاعات مستند از مراجع رسمي در اين گزارش نقل قول مي كند كه: «گردشگران خارجي همه تورهاي خود تا سال 2009 را لغو كرده اند و تا اطلاع ثانوي هيچ علاقه اي به سفر به اين سرزمين ندارند!»
اينكه چگونه «اعتماد ملي» موفق به كشف «علائق» دروني گردشگران خارجي شده چندان مهم نيست، مهم آن است كه گزارش نويس حرفه اي اين روزنامه بهاري شدن سرزمين ايران را و همه شور و طرب مومنان در بهاري ايراني را در گرو سفر عده اي از شهروندان غربي به ايران مي داند. روزنامه اي كه براي جلب اعتماد ملي مردم كشورش آمده، چنان مرعوب قد و قامت و چشمان آبي و موهاي بور توريست هاي اروپايي است كه مدعي مي شود:
«حالا فصل سفر است. به هر نقطه دنيا كه سفر كني بهار نفسي تازه به آنجا دميده است، اما انگار هواي ايران اين روزها به شدت ابري است(!!!) كه ديگر حتي پرنده اي هم در آسمان نمي پرد! گل هاي محمدي كاشان امسال ديگر چشمان آبي اي كه از بوي خوش گلاب مست شده اند را نمي بينند(!)، همين داستان براي دشت هاي شقايق و لاله شيراز هم اتفاق مي افتد.(!) امسال بهار ايران ابري است!»
كدام ذهن مومنانه و عدالت طلب، كدامين جستجوگر منصف باور مي كند نويسنده اين كلمات و اين جملات، چنين معماري احساسي و ادبي اي را براي سفر نكردن محتمل توريست هاي چشم آبي (كه هنوز نشاني از صحت اين احتمال در دست نيست) خرج كند؟!
بگذاريد باورمان نشود كه نويسنده اي ايراني، به سبب نيامدن چند توريست چشم آبي به كشور، اعلام كرده كه امسال حتي پرنده اي در آسمان ايران نمي پرد و بهار ايران ابري است.
اين اعلام عزاي عمومي از سوي «اعتماد ملي» به سبب برخورد قانوني ايران با تفنگداران متجاوز انگليسي و به تبع آن - شايد و فقط شايد - نيامدن توريست هاي اروپايي به كشورمان حتماً كار نويسنده اي ايراني نيست.
كدامين شور ملي و شعور ديني، كدامين تدبير حرفه اي و رسانه اي حكم به نشر اين مرثيه و سوگواري مي كند؛ براي اتفاقي كه نيفتاده است، يا اگر افتاده، فاجعه كه نبوده است.
البته روز چهارشنبه (22/1/86) هم اين روزنامه طرحي را در ستون «ضربان تصوير» خود از «حسن كريم زاده» چاپ كرد. كاريكاتوريستي كه به سبب كشيدن كاريكاتورهايي هتاكانه عليه بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي ايران و نظام اسلامي در مجله فاراد، از سوي كميته ارتباطات و اطلاعات عمومي سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده و از سوي محاكم قضايي كشور به يكسال حبس محكوم شده بود. احتمالاً اينبار هم مديران «اعتماد ملي» از ماهيت اين عنصر خوش رقص براي آمريكايي ها اطلاع نداشته اند، مثل سال قبل كه انگار سهواً حواسشان نبود كه داريوش آشوري، نويسنده صهيونيست، معماري اسلامي را «زلم زيمبو» خوانده يا چند وقت بعد آن نويسنده پيكاري با توهين به ملت ايران، تجربه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران را با تجربه انقلاب هاي بلشويكي و نظام كمونيستي شوروي هم سان و به يك ميزان زيانبار خوانده بود. راستي چرا اينقدر سياستگذاران اين حزب و مديران ارگان رسانه اي آن حواس پرت شده اند و بديهيات ارزش هاي انقلابي كه حتماً به آن اعتقاد دارند را فراموش مي كنند؟!
بعد از تحرير: شايان ذكر است دو روز پس از نشر اين گزارش، رئيس هيأت مديره انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرت هوايي و جهانگردي ايران با ارسال تكذيبيه اي به روزنامه «اعتماد ملي» مطالب منتسب به خود در گزارش مذكور (كه بناي اصلي فضاسازي خبري اعتماد ملي بوده) را كاملاً تكذيب كرد و گفت: «ضروري مي داند مراتب تكذيب مطالب مذكور و گله مندي جدي خود را از بابت تهيه اين گونه گزارش هاي جهت دار اعلام نمايد.»
اگرچه رئيس اين صنف از روزنامه «اعتماد ملي» برابر قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران خواسته است تا نسبت به چاپ اين تكذيبيه در همان صفحه و اندازه اقدام نمايد و خواهان آن گشته كه اين جرايد، بخش خصوصي و دست اندركاران حوزه اقتصاد را مورد بهره برداري سياسي قرار ندهند، اما روزنامه «اعتماد ملي» با چاپ اين تكذيبيه آنهم با تيتري غيرگويا براي اين پاسخ، باز هم از اين موضوع بهره برداري سياسي كرده است.
پس از پاسخ روزنامه اعتمادملي به روزنامه كيهان و شخص حسين شريعتمداري مديرمسئول اين روزنامه, روزنامه كيهان امروز نيز با نگارش مطلبي مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتمادملي را خطاب قرار داده است.
پاسخ روزنامه كيهان به روزنامه اعتمادملي 28/1/1386
روزنامه «اعتماد ملي» مورخه26/1/86 در پاسخ به هشدارها و انذارهاي «كيهان» پيرامون اصالت ها و ارزش هاي انقلابي و كيفيت رويارويي با رخدادهاي جاري كشور به جاي ابراز شرمندگي و پوزش از مردم و ساحت مقدس حضرت امام«ره» به پاك كردن صورت مسئله و ادامه روال پيشين روي آورده است.
روز شنبه (25 فروردين ماه) روزنامه «كيهان» از شيوه خبرسازي و تحليل ارگان مطبوعاتي حزب «اعتماد ملي» در گزارش «به دنبال بازداشت ملوانان انگليسي در ايران؛ تمام تورهاي مسافرتي به ايران تا سال 2009 لغو شد!» انتقاد كرده بود و با استناد به مواردي از همان گزارش، مجعول بودن اصل خبر اين روزنامه و آناليز زيباشناسي ادبي! گزارش مذكور، از اصل ديدگاهي كه «بهاري شدن سرزمين ايران را و همه شور و طرب مؤمنانه در بهار ايراني را در گرو سفر عده اي از شهروندان غربي به ايران مي داند» انتقاد كرد.از ديگر سو مديرمسئول روزنامه «كيهان» با توجه به بدعتي كه روزنامه «اعتماد ملي» از ماههاي گذشته در عرصه تحليل هاي سياسي و فرهنگي نهاده، ضرورت ديد تا با ذكر يك نمونه تاريخي از گروه هاي تفرقه افكن در روزهاي مبارزات انقلابي مردم ايران عليه استبداد ستم شاهي و بازخواني روش هاي منسوخ آنان، در مقام منتقدي ناصح به آقاي مهدي كروبي كه امتياز روزنامه و حزب اعتماد ملي از آن ايشان است، انذار دهد كه روش كنوني «اعتماد ملي» نه تنها كمترين نسبتي با آموزه هاي اسلام انقلابي و آرمان هاي امام«ره» ندارد بلكه نمايانگر انحراف از مواضع و اصالت هاي اسلامي و انقلابي است.شگفت انگيز است حزبي كه سخن از «حقوق منتقدان و مخالفان» و بلكه دم از «حقوق معاندان» مي زند، در برابر هشدار و انذار روزنامه كيهان، كه رويكرد آن در بطن آموزه هاي اسلامي و ترقي خواهانه تنيده شده، چنان به كف آستانه تحمل رسيده است كه در پاسخ به منتقدان خود از واژگان خارج از حوزه «ادبيات رسانه اي» و تعابيري كه بيشتر پهلو به «ادبيات پشت وانتي» مي زند، بهره مي جويد.
جدال هاي ادبي لمپن و تشبث به انواع تعابير دون شأن روزنامه نگاران به حوزه واژگان رسانه اي حرفه اي راه نمي يابد و خصوصاً از جريده اي كه يك روحاني آن را مديريت مي كند، انتظار آدابي خاص و ادبي فراتر مي رود؛ اما اينكه چه مي شود تا توهين به جاي نقد و پاسخ مي نشيند، ريشه در صورتبندي فكري مديران مياني و بدنه اين حزب و روزنامه دارد كه با بازخواني سوابق يكي از آنان- كه اتفاقاً در به اصطلاح پاسخ روزنامه اعتماد ملي به كيهان از وي به شدت دفاع شده- آن رگ و ريشه ها پديدار خواهد شد.مدير كيهان از دبيركل «حزب اعتمادملي» پرسيده بود: «آيا حضرتعالي دستور فرموده ايد كه آقاي حسن كريم زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟! شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام خميني«ره» محكوم شده بود و اخيراً به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟!» و روزنامه آقاي كروبي پاسخ مي دهد:«اما در مورد همكارمان جناب آقاي ]حضرت؟![ حسن كريم زاده كه ظاهراً چاپ آثار او در «اعتماد ملي» موجب تكدر خاطر و رنجش احساسات روح لطيف مديران كيهان شده، لازم است بگوييم كه بر فرض صحت تمامي آنچه درباره كريم زاده مي گوييد آيا مگر كسي كه يك بار مرتكب لغزش شد و تاوان آن را پرداخت، قرار است براي هميشه از ادامه كار و حيات محروم شود؟!... كريم زاده در آن زمان (اواخر دهه 60) تنها 17 سال سن داشت و هرچند هنوز درباره اين كه در طرح او دست برده بودند، شك و شبهه جدي وجود دارد(!)، اما پس از تحمل مجازات و طي يك دوره سخت به شرايط عادي زندگي(!) بازگشت، اما ظاهرا در قاموس شما هرگز نمي توان از لغزش يك نوجوان هفده ساله مسلمان و ايراني(؟!) چشم پوشي كرد.»جهت اطلاع آقاي كروبي كه در گفت وگوي ديروز خود با ايسنا نيز اعتراض كيهان به حضور كاريكاتوريست هتاك را «هتاكي و بي حرمتي»! خوانده اند، ذكر چند نكته آگاهي بخش است:كاريكاتوريست اهانت كننده به حضرت امام بعد از اهانت به آن بزرگوار، پله هاي ترقي را زير نظر كاريكاتوريست هاي اسرائيلي به سرعت طي كرد. چگونه؟!1- سايت رسمي سازمان ملل متحد در بخش كارتونيست هاي سياسي خود كه زير نفوذ رسمي «راران لوري» (Raran Lurie) (كاريكاتوريست روزنامه «يديعوت آهارنوت» (Yedioth Aharonoth) در اسرائيل و صاحب بيست ودو جايزه اسرائيلي و بين المللي در حوزه كاريكاتورهاي سياسي) اداره مي شود، از حسن كريم زاده به عنوان كاريكاتوريست صبوري كه جرات كرده است به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران اهانت كند ياد كرده و اين جسارت(!) او را ستوده است! آقاي كروبي توجه فرمائيد! صهيونيست هاي ياد شده آقاي كريم زاده را به خاطر كتابي با عنوان حقوق بشر كه حاوي كاريكاتورهايي عليه ايران اسلامي است نيز مورد ستايش قرار داده اند.3- جايزه كميته ارتباطات سازمان ملل به كاريكاتوريست هتاك به امام (ره) و مورد تقدير حجت الاسلام كروبي! از سوي لابي صهيونيست ها و صرفا به عنوان تقدير از اهانت وي به حضرت امام(ره) اعطا شده است. جناب كروبي! آيا هنوز هم تقدير حزب شما از دشمنان تابلودار امام (ره) باعث شرمندگي نيست؟!
4- پروفايل سازي و به تبع آن شخصيت سازي مجعول براي حسن كريم زاده با تكيه بر دو عنصر جسارت وي به امام خميني (ره) و نشر كتاب كاريكاتورهاي مربوط به «حقوق بشر» با چه انگيزه اي صورت گرفته است؟!چنانچه حضور اين كاريكاتوريست در جمع افرادي چون Baha Bokhari (كاريكاتوريست اسرائيلي كه مجامع هنري بر نقش اطلاعاتي او در فلسطين اتفاق نظر دارند)، Garsten Grabaek (كاريكاتوريست دانماركي كه طراح كاريكاتور موهن عليه ساحت مقدس پيامبر عظيم الشأن اسلام بوده، اما به دلايل امنيتي و به سبب حفظ جان وي از سوي دولت دانمارك معرفي نشد) و Michel Kichka (كاريكاتوريست اسرائيلي) بررسي گردد، آن انگيزه پنهان پروفايل سازي و شخصيت سازي مجعول براي كريم زاده مشخص مي شود.ايشان با حضور در سمينار كاريكاتوريست هاي سياسي ملل متحد، بارها با Raran Lurie ديدار داشته و براساس اعلام سايت هاي رسمي كاريكاتوريست هاي ملل متحد، به همراه اين كاريكاتوريست صهيونيست در «تور صلح» ملل متحد با حضور كاريكاتوريست هاي صلح طلب! بناي سفر به كشورهاي گوناگون دنيا را دارد.
5- اما «راران لوري» (Raran Lurie) كه باني اهداء جايزه سازمان ملل به حسن كريم زاده و حامي حضور اين كاريكاتوريست ايراني در محافل صهيونيستي- چون سمينار مذكور است- كيست؟
«راران لوري» كه تاكنون يازده هزار كاريكاتور كشيده، سردبير سابق بخش كاريكاتور پرتيراژترين روزنامه اسرائيل به نام «يديعوت آهارنوت» (Yedioth Ahaonoth) بوده و مجله اينترنتي «خبر كاريكاتور» را مديريت كرده، بيست و دو جايزه اسرائيلي و بين المللي دريافت كرده و از نزديكان اسحاق رابين (نخست وزير سابق اسرائيل) محسوب مي شود. وي در سال 2002 كانديداي جايزه صلح نوبل بوده و جايزه اي هم به نام اين صهيونيست در سازمان ملل به كاريكاتوريست ها اهدا مي شود كه جايزه كاريكاتوريست مورد تجليل حزب اعتماد ملي از جمله همين جوايز است.
«راران لوري» از بنيانگذاران جايزه «دوستي» است كه سازمان ملل متحد از سوي كميته ارتباطات و رسانه هاي خود به امثال آقاي «كريم زاده» اهدا مي كند. براساس اطلاعات رسمي وب سايت سازمان ملل (UN) اين صهيونيست كهنه كار در زمره حاميان مالي جايزه كارتونيست هاي سياسي است.
راران لوري تنها يك كاريكاتوريست و روزنامه نگار نيست. او پژوهشگر ارشد در مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي واشنگتن دي سي است و با نئومحافظه كاران آمريكايي كه سياست براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران را با بودجه 57 ميليون دلاري كنگره آمريكا راهبري مي كنند، رابطه و دوستي نزديك دارد.
روزنامه «كيهان» با اطلاع از حضور «حسن كريم زاده» در جمع كاريكاتوريست هاي صهيونيست و علي رغم آگاهي از حضور كاريكاتوريست دانماركي كه به ساحت پيامبر عظيم الشان اسلام توهين كرده بود، از نشر اين اطلاعات صرفا به خاطر حفظ حرمت آقاي كروبي خودداري كرد با اين تصور كه آقاي كروبي نشانه هاي موجود در هشدار مدير مسئول «كيهان» را بجويد و خود، مصلحانه و دغدغه مندانه، اين عنصر در خدمت كارتونيست هاي صهيونيست را از گردونه خود كنار بگذارد. ولي، ظاهرا «غلط بود آنچه مي پنداشتيم.»!
اما در حالي كه مديران رسانه اي حزب «اعتماد ملي» با توجه به شناختي كه از هويت برخي از آنان داريم قاعدتا بايستي از اين سوابق، فعاليت ها و نشست و برخاست هاي عضوشان با آن پدر كارتونيست هاي اسرائيل و اين هتاك دانماركي به ساحت پيامبر اعظم(ص) اطلاع مي داشتند- در حالي كه اين اطلاعات در وب سايت رسمي سازمان ملل متحد و سايت اينترنتي «كاريكاتور براي صلح» حاضر و واضح در اختيار ناظران رسانه اي است- و حتما مي دانند نمي توان باپول جايزه هاي صهيونيستي، درد انقلاب كه هيچ، درد اسلام كه هيچ، حتي درد وطن و مردم خود را داشت، آيا در گزارش خود به دبيركل حزب متبوعشان پيرامون انتقادات روزنامه «كيهان»، اين سوابق آقاي حسن كريم زاده را كه ديگر مربوط به گذشته نيست، بلكه حاصل جد و جهدهاي كنوني ايشان است، ارائه كرده اند؟!
6- آقاي كروبي در گفت وگوي خود پيرامون انتقادات «كيهان» با خبرگزاري ايسنا، خود را همواره راسخ در «دفاع از نظام و انقلاب» خوانده اند. كه بايد گفت، ما هم آرزو داريم چنين باشد و ايشان با آن سوابق درخشان آلت دست دشمنان امام«ره» و انقلاب نباشند كه انشاءالله نباشند.
اما، دفاع راسخ از انقلاب و نظام نسبتي با گردهمايي مشترك صهيونيست ها و پيكاري ها در «اعتماد ملي» ندارد، نسبتي با لحن آشتي جويانه دبير سياسي اين حزب با رژيم اشغالگر قدس ندارد، نسبتي با گفتار فياض زاهد (نگاه كنيد به يادداشت 62 فروردين وي در صفحه آخر اعتماد ملي) كه آمريكا را مهد دموكراسي و حقوق بشر مي خواند و شكنجه هاي جسمي و روحي جلال شرفي را كار گروه هاي خودسر مي داند، ندارد و...
آقاي كروبي! هتاكي و بي حرمتي اي كه به «كيهان» نسبت مي دهيد، عين نقد علمي و انذار دلسوزانه بوده است و اگر ما هتاك هستيم، پس نويسندگان «اعتماد ملي» مستحق چه وصفي هستند؟!
روش روزنامه حزب شما بيشتر به روش «اعتماد اپوزيسيون » پهلو مي زند، نه «اعتماد ملي»! انشاءالله كه اين رويكرد را شما نمي پسنديد و ما هم مشتاقانه در انتظار مرزبندي شفاف شما با نسبت هاي ناصوابي هستيم كه حزب «اعتماد ملي» با دشمنان اين ملك و ملت يافته است.
7- روزنامه اعتماد ملي در واكنش به مرثيه خواني خود براي نظاميان متجاوز انگليسي كه مورد اعتراض كيهان بود نيز به توجيه مسخره و دروغ خنده داري متوسل شده و كوشيده است صورت مسئله را عوض كند، چرا؟! براي اين كه نمي دانست دستش رو مي شود و پته حمايت اين روزنامه از انگليس و آمريكا - بعد از حمايت از صهيونيست ها- روي آب مي افتد. بنابراين ابتدا طوري وانمود كرده كه انگار روزنامه اعتماد ملي خواستار ادامه بازداشت نظاميان متجاوز بوده است و كيهان طرفدار آزادي آنها؟! و بعد از اين تغيير در صورت مسئله، به رجزخواني انقلابي كه از اعتماد ملي هيچگاه و از آقاي كروبي با مواضع سال هاي اخير ايشان بسيار بعيد به نظر مي رسد، پرداخته است. و حال آن كه حرف، دو كلمه بيشتر نبود و آن اين كه چرا براي آقاي كروبي برخورداري از چندرغازي كه توريست هاي چشم آبي مي آورند از حفظ استقلال كشور و قدرت نمايي ايران اسلامي در برابر تجاوز به حريم وطن ارزش بيشتري دارد؟! مي دانيم براي حزب آقاي كروبي پاسخ به اين سؤال دشوار است ولي چرا صورت مسئله را تغيير مي دهيد؟ و چرا با شجاعت- اگر داريد- از مردم و ساحت مقدس حضرت امام (ره) پوزش نمي خواهيد؟!
8- از بي ادبي و هتاكي هاي پشت وانتي حزب اعتماد ملي به كيهان مي گذريم زيرا مي دانيم بسيارند كساني كه وقتي جرات رويارويي با استدلال را ندارند به فحاشي روي مي آورند.
خب! جناب آقاي كروبي! آيا لازم مي دانيد كه باز هم درباره ماهيت برخي از گردانندگان حزب و روزنامه شما بگوييم؟! قبلاً هشدار داده بوديم كه هرچه را تحمل كنيم كمترين جسارت به ساحت مقدس حضرت امام (ره) و نظام برخاسته از آن را از سوي هيچكس برنمي تابيم و هنوز هم گفتني هاي زيادي داريم كه چنانچه موافق باشيد باز هم به طور مستند براي اطلاع بيشتر جنابعالي- اگر مطلع نيستيد- بازگو خواهيم كرد. اين بود پاسخ آن «وگرنه...؟!»
پاسخ اعتماد ملي به كيهان
آقاي شريعتمداري! وگرنه چي؟!
انتشار يك گزارش درباره تاثير منفي مناقشات سياسي و ماجراي ملوانهاي انگليسي بر جذب جهانگردان خارجي در روزنامه اعتماد ملي دستمايه رجزخواني روزنامه كيهان شده است تا بنا بر شيوه مألوف با هياهو و شانتاژ، اذهان عمومي را از توجه به مشكلات خودساخته آقايان كه گريبانگير كشور شده است منحرف و با موضعي حقبهجانب، منتقدان را وادار به سكوت كند و با بافتن آسمان و ريسمان و ربط موضوعات نامربوط به هم مطابق معمول نتيجه بگيرد كه فقط همپالكيها و قماش ايشان بر مدار حقند و ديگران اهل خدعه و خيانت!
عجبا كه به راستي وقتي آب سر بالا ميرود قورباغه ابوعطا سر ميدهد!
از آنجا كه كيهان كه خود را داروغه مطبوعات ميپندارد مدتي است مكررا به صدور كيفرخواست عليه اعتماد ملي مشغول است با پوزش از محضر خوانندگان ارجمند، عليرغم ميلمان ناچاريم به برخي گزافهگوييها پاسخ دهيم.
قبل از هر نكتهاي لازم است يادآوري كنيم كه قلمپراكنيهاي اخير كيهان عليه اعتماد ملي را امري دور از ذهن و غيرمنتظره نميدانيم چرا كه اين رفتار ناشي از خصلت ذاتي و يك ناراحتي نهفته در بطن و متن اين جريده است كه هر از گاهي و به ويژه در موسم انتخابات و افزايش تحركات سياسي در كشور، عود ميكند و اكنون نيز با نزديك شدن به انتخابات مجلس هشتم علائم آن بروز يافته است و بيگمان با نزديك شدن به روز انتخابات تظاهر اين ناراحتي ادواري افزايش هم خواهد يافت!
اين مدعيالعموم مطبوعات، اعتماد ملي را متهم به مرثيهسرايي براي متجاوزان انگليسي كرده و نوشته چرا اعتماد ملي به نقل از يك مقام مسوول خبر داده كه تمام تورهاي مسافرتي به ايران بهدنبال بازداشت ملوانان و مسائل سياسي لغو شده است؟ يا مثلا چرا <معماري ادبي> و <چيدمان روايت> اعتماد ملي چنين و چنان بوده است. از بابت اينكه معماري ادبي و چيدمان روايت اعتماد ملي به مزاج نويسنده كيهان خوش نيامده متاسفيم و از اين پس پاسخ نوشتههاي كيهان را به گونهاي چيدمان ميكنيم كه متناسب با معماري ادبي آقايان و مقبول طبعشان باشد! اما اصل اين خبر به نقل از رئيس هياتمديره جامعه تورگردانان است كه روي خروجي خبرگزاري مهر نيز منتشر شده است. حال از بابت اينكه اين بنده خدا پس از مصاحبه خود در چه شرايطي قرار گرفته كه تمايل پيدا كرده حرفش را تكذيب و يا اصلاح كند، تقصيري متوجه ما نيست. صرفنظر از اصل خبر، جهت آگاهي كيهان عرض ميكنيم كه آري، ما نگران كسب درآمد و منافع اقتصادي كشور هستيم و معتقديم يكي از منابع سرشار درآمد هر كشوري از محل جذب جهانگردان است. حال اگر آقايان باوري جز اين دارند كه دارند - ماجراي حمله به جهانگردان خارجي در دوره دولت خاتمي در اصفهان از سوي همكيشان كيهان فراموش نشده است - مشكل ما نيست.
ما هرگز بنا نداشتيم به حواشي ماجراي دستگيريو رهايي ملوانها بپردازيم اما هل من مبارز طلبيدن جناب شريعتمداري و جريده تحت امرشان در متهم كردن اعتماد ملي، ما را وادار ميسازد به اين آقايان يادآور شويم آن هنگام كه در محل نهاد رياستجمهوري از صدر تا ذيل مقامهاي اجرايي كشور براي گرفتن عكس يادگاري با سرجوخه هاي چشم آبي انگليسي شانه به شانه هم ميزدند و با لبخند مليح Tank you گويان به آنها هديه ميدادند بايد جيغ بنفش ميكشيديد و ميپرسيديد كه اگر اينها متجاوزند پس چرا قبل از هر محاكمهاي عفو ميشوند؟ اگر متجاوزند چرا رئيسجمهور به بدرقه متجاوزان ميرود؟
راستي بهتر نبود شما اسوههاي شهامت و شجاعت كمي بيشتر جرات به خرج ميداديد و اين متجاوزان نابكار را حداقل 5 دقيقه پس از آن 48 ساعت كذايي اعلام شده از سوي بلر آزاد ميكرديد تا كژانديشان و بدخواهان نگويند كوتاه آمديد؟!
بد نيست شما كه از <معماري ادبي> يك گزارش اينچنين احساسات ميهنپرستانهتان به غليان ميآيد پاسخ دهيد ورود متجاوزان به نهاد رياستجمهوري و آزادي آنها پس از تشريفات ويژه با كدامين حس ملي انقلابي سازگار بود؟اما در مورد همكارمان جناب آقاي حسن كريمزاده كه ظاهرا چاپ آثار او در اعتماد ملي موجب تكدر خاطر و رنجش احساسات و روح لطيف مديران كيهان شده لازم است بگوييم كه بر فرض صحت تمامي آنچه درباره كريمزاده ميگوييد آيا مگر كسي كه يك بار مرتكب لغزش شد و تاوان آن را پرداخت قرار است براي هميشه از ادامه كار و حيات محروم شود؟
آيا در دايره مهرورزي شما كه متجاوزان به حريم ايران مورد عفو و بخشايش قرار ميگيرند و بدون محاكمه آزاد ميشوند، جايي براي فرزندان اين آب و خاك نيست؟ به راستي چه تفاوتي ميان كريمزاده و آن به تعبير شما <چشمآبي>ها وجود دارد؟ كريمزاده در آن زمان (اواخر دهه 60) تنها 17 سال سن داشت و هرچند هنوز درباره اينكه در طرح او دست برده بودند شك و شبهه جدي وجود دارد، اما پس ازتحمل مجازات و طي يك دوره سخت به شرايط عادي زندگي بازگشت، اما ظاهرا در قاموس شما هرگز نميتوان از لغزش يك نوجوان 17ساله مسلمان و ايراني چشمپوشي كرد اما ميتوان از گناه متجاوزان نظامي خارجي گذشت، در زندان برايشان ميز پينگپنگ علم كرد، برايشان كت شلوار دوخت، هديه خريد و خيلي سريع آزادشان كرد و البته عكس يادگاري هم با آنها گرفت! اين تذهبون؟
نكته پاياني اينكه از لحن و <معماري ادبي> جناب شريعتمداري اينگونه برميآيد كه ايشان واقعا باورشان شده پهلوان اول شهرند غافل از اينكه بزرگي اسباب و لوازمي دارد و آن نقشي كه ايشان ايفا ميكنند از عهده هر گندهگويي برميآيد.
ظاهرا ايشان چنان در نقش <تكتيراندازي> خود فرو رفتهاند كه ميپندارند هر فرد و جايگاهي را ميتوانند نشانه روند و تهديد كنند كه: <چنين و چنان كنيد وگرنه...> جناب شريعتمداري! واقعا وگرنه چي؟ به راستي در كدامين جايگاه نشستهايد كه اينچنين سخن ميگوييد؟!
وقتي گزارشي از نوشتههاي شما را محضر جناب آقاي كروبي ارائه داديم ضمن آنكه ربط بين صدر و ذيل مطلب شما همچنان مبهم بود (و شايد انگيزهتان از بيان آنها صرفا اين بوده كه بله، آن زمان من هم بودم)! تاكيد كردند كه بخش آخر نوشته شما را خطاب به ايشان عينا چاپ كنيم. ما هم چنين ميكنيم: [33- بايد از جناب آقاي كروبي كه مسووليت اين روزنامه را بر عهده دارند و مدعي پيروي از خط امام نيز هستند - كه انشاءا... چنين باشد- ! پرسيد؛ شما را چه ميشود؟! و از نظر جنابعالي ادعاي پيروي از خط امام با حمايت از نظاميان انگليسي متجاوز به آبهاي سرزميني ايران چگونه قابل توجيه است؟ و آيا ميدانيد روزنامه ارگان حزب جنابعالي در پوشش نام شما - و خداي نخواسته با موافقت شما- !! چه ميكند؟! آيا جنابعالي با مواضعي كه به نام شما در روزنامه حزب شما اتخاذ ميشود موافق هستيد؟ اگر پاسخ منفي است چرا در مقابل اين همه مواضع همخوان با آمريكا و اسرائيل سكوت فرمودهايد؟ و اگر موافق هستيد كه واي بر شما... جناب كروبي! ماجراي حزب شما تلختر از آن است كه بر زبان و قلم آيد، و سكوت حضرتعالي تلختر و تعجبآورتر. به عنوان مثال، آيا حضرتعالي دستور فرمودهايد كه آقاي حسن كريمزاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟ شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام(ره) محكوم شده بود و اخيرا به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟! انشاءا... كه شما از اين همه دشمني آشكار حزب تحت مسووليت خويش با امام و انقلاب بيخبر باشيد وگرنه...]»البته ايشان تاكيد كردند پس از چاپ مرقومه جنابعالي دعا كنيم خداوند همه مريضان اسلام را شفا دهد و انشاءا... كسالت شما هم رفع شود. آمين يا ربالعالمين.
آقاي كروبي ! از شما بعيد است (نكته)
روزنامه «اعتماد ملي» مورخه26/1/86 در پاسخ به هشدارها و انذارهاي «كيهان» پيرامون اصالت ها و ارزش هاي انقلابي و كيفيت رويارويي با رخدادهاي جاري كشور به جاي ابراز شرمندگي و پوزش از مردم و ساحت مقدس حضرت امام«ره» به پاك كردن صورت مسئله و ادامه روال پيشين روي آورده است.
روز شنبه (25 فروردين ماه) روزنامه «كيهان» از شيوه خبرسازي و تحليل ارگان مطبوعاتي حزب «اعتماد ملي» در گزارش «به دنبال بازداشت ملوانان انگليسي در ايران؛ تمام تورهاي مسافرتي به ايران تا سال 2009 لغو شد!» انتقاد كرده بود و با استناد به مواردي از همان گزارش، مجعول بودن اصل خبر اين روزنامه و آناليز زيباشناسي ادبي! گزارش مذكور، از اصل ديدگاهي كه «بهاري شدن سرزمين ايران را و همه شور و طرب مؤمنانه در بهار ايراني را در گرو سفر عده اي از شهروندان غربي به ايران مي داند» انتقاد كرد.
از ديگر سو مديرمسئول روزنامه «كيهان» با توجه به بدعتي كه روزنامه «اعتماد ملي» از ماههاي گذشته در عرصه تحليل هاي سياسي و فرهنگي نهاده، ضرورت ديد تا با ذكر يك نمونه تاريخي از گروه هاي تفرقه افكن در روزهاي مبارزات انقلابي مردم ايران عليه استبداد ستم شاهي و بازخواني روش هاي منسوخ آنان، در مقام منتقدي ناصح به آقاي مهدي كروبي كه امتياز روزنامه و حزب اعتماد ملي از آن ايشان است، انذار دهد كه روش كنوني «اعتماد ملي» نه تنها كمترين نسبتي با آموزه هاي اسلام انقلابي و آرمان هاي امام«ره» ندارد بلكه نمايانگر انحراف از مواضع و اصالت هاي اسلامي و انقلابي است.
شگفت انگيز است حزبي كه سخن از «حقوق منتقدان و مخالفان» و بلكه دم از «حقوق معاندان» مي زند، در برابر هشدار و انذار روزنامه كيهان، كه رويكرد آن در بطن آموزه هاي اسلامي و ترقي خواهانه تنيده شده، چنان به كف آستانه تحمل رسيده است كه در پاسخ به منتقدان خود از واژگان خارج از حوزه «ادبيات رسانه اي» و تعابيري كه بيشتر پهلو به «ادبيات پشت وانتي» مي زند، بهره مي جويد.
جدال هاي ادبي لمپن و تشبث به انواع تعابير دون شأن روزنامه نگاران به حوزه واژگان رسانه اي حرفه اي راه نمي يابد و خصوصاً از جريده اي كه يك روحاني آن را مديريت مي كند، انتظار آدابي خاص و ادبي فراتر مي رود؛ اما اينكه چه مي شود تا توهين به جاي نقد و پاسخ مي نشيند، ريشه در صورتبندي فكري مديران مياني و بدنه اين حزب و روزنامه دارد كه با بازخواني سوابق يكي از آنان- كه اتفاقاً در به اصطلاح پاسخ روزنامه اعتماد ملي به كيهان از وي به شدت دفاع شده- آن رگ و ريشه ها پديدار خواهد شد.
مدير كيهان از دبيركل «حزب اعتمادملي» پرسيده بود: «آيا حضرتعالي دستور فرموده ايد كه آقاي حسن كريم زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟! شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام خميني«ره» محكوم شده بود و اخيراً به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟!» و روزنامه آقاي كروبي پاسخ مي دهد:
«اما در مورد همكارمان جناب آقاي ]حضرت؟
.jpg)